جمال الدين محمد الخوانساري
14
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
ان استغنى بطر وفتن . اگر توانگر گردد طغيان كند يا شادى كند وبفتنه افتد وممكن است كه « فتن » مجهول خوانده شود يعنى بفتنه انداخته شود . ان « 1 » افتقر قنط ووهن . اگر درويش گردد نوميد گردد وضعيف شود يعنى نوميد گردد از فضل خدا وضعيف وناتوان گردد در كردن طاعات وعبادات . ان أحسن اليه جحد وان أحسن تطاول وامتنّ . اگر احسان كرده شود بسوى أو انكار كند ، واگر احسان كند خود سربلندى كند ومنت گذارد . ان عرضت له معصية واقعها بالاتّكال على التوبة . اگر پديد آيد از براي أو گناهى آميخته مىسازد خود را بآن ومىافتد در آن باعتماد بر توبه وبازگشت . ان عزم على التّوبة سوّفها واصرّ على الحوبة . هرگاه عزم كند بر توبه يعنى ارادهكردن آن كند وجزم بر آن كند پس مىاندازد آن را وايستادگى ميكند بر گناه . ان عوفي ظنّ ان قد تاب . اگر عافيت داده شود گمان مىبرد كه بتحقيق كه توبه كرده . ممكن است كه مراد بتوبه كردن بىگناه بودن باشد يعنى تا عافيت دارد گمان ميكند كه گناهى ندارد يا باعتبار اين كه نكرده يا حق تعالى بخشيده آنچه را كرده بگمان اين كه اگر گنه كار مىبود عافيت باو نمىداد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه أو توبه را از براي
--> ( 1 ) اين فقره وباقي فقرات آينده مربوط باين عبارت همه بدون حرف عطف است بخط شارح ( ره ) صريحا .